mosaics

mo·sa·ics/məˈzeɪɪks/
noun (اسم)commonplural (جمع): mosaics

اسم — موزاییک

موزاییککاشی کاری

اثری هنری ساخته شده از قطعات کوچک رنگی که الگو یا تصویر ایجاد می‌کنند

Art composed of small pieces of colored materials forming patterns or images

«دیوارهای کلیسای قدیمی با موزاییک‌های زیبا تزئین شده بود.»

The ancient church walls were decorated with beautiful mosaics.

«او موزاییک‌ها را در کلاس تاریخ هنر مطالعه کرد.»

She studied mosaics in an art history class.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000