muffy

muf·fy/ˈmʌfi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): muffiersuperlative (عالی): muffiest

صفت — مدرسه‌ای

مدرسه‌ایکهنه‌پرست

کهنه‌پرست، خشک یا سنتی (معمولاً درباره فرد یا فضا).

Old-fashioned, stuffy, or socially conservative (usually about a person or atmosphere).

«اتاق خشک و قدیمی به نظر می‌رسید.»

The room looked muffy and outdated.

«او به عنوان یک خانم کهنه‌پرست دیده می‌شد.»

She was seen as a muffy old lady.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stuffyپُرتکلف

غیررسمی. به معنای بی‌طراوت، کسل‌کننده یا سنتی.

Informal. Means lacking freshness, dull or conservative in style or behavior.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000