muffs

/mʌfs/
muffa covering for the hands or ears, or to bungle something-splural suffix or third-person singular verb suffix
1noun (اسم)datedplural (جمع): muffs

اسم — کیسه‌های گرم‌کننده دست

کیسه‌های گرم‌کننده دستگوش‌بندها

جمع «muff»، به پوشش‌های لوله‌ای برای دست‌ها اشاره دارد که معمولاً از خز یا مواد گرم دیگر ساخته شده و توسط زنان در هوای سرد پوشیده می‌شوند.

Plural of 'muff', referring to tubular coverings for the hands, typically made of fur or other warm material, worn by women in cold weather.

«او مجموعه‌ای از کیسه‌های گرم‌کننده دست خزدار زیبا داشت.»

She had a collection of elegant fur muffs.

«در گذشته، خانم‌ها برای گرم نگه داشتن دست‌هایشان کیسه‌های گرم‌کننده دست حمل می‌کردند.»

In the old days, ladies would carry muffs to keep their hands warm.

2noun (اسم)commonplural (جمع): muffs

اسم — گوش‌بندها

گوش‌بندها

جمع «muff»، به پوشش‌های نرم، اغلب با آستر خز، که روی گوش‌ها برای محافظت در برابر سرما یا سر و صدا پوشیده می‌شوند. اغلب به آن‌ها «earmuffs» می‌گویند.

Plural of 'muff', referring to soft, often fur-lined, coverings worn over the ears to protect against cold or noise. Often called 'earmuffs'.

«او برای محافظت از گوش‌هایش در برابر ماشین‌آلات پر سر و صدا، گوش‌بند پوشید.»

He wore muffs to protect his ears from the loud machinery.

«گوش‌بندهای کودک طرح‌های حیوانی بامزه‌ای داشتند.»

The child’s muffs had cute animal designs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earmuffsگوش‌بند

روزمره. رایج‌ترین و دقیق‌ترین اصطلاح برای پوشش‌هایی که روی گوش‌ها برای محافظت در برابر سرما یا سر و صدا پوشیده می‌شوند. «Muffs» اصطلاحی قدیمی‌تر یا کمتر مشخص است که می‌تواند به گرم‌کننده دست نیز اشاره کند. در انگلیسی مدرن، «earmuffs» تقریباً همیشه برای پوشش‌های گوش ترجیح داده می‌شود. شما می‌گویید «برای سرما گوش‌بند نیاز دارم» نه «muffs نیاز دارم».

Everyday. The most common and precise term for coverings worn over the ears to protect from cold or noise. 'Muffs' is an older or less specific term that can also refer to hand warmers. In modern English, 'earmuffs' is almost always preferred for ear coverings. You would say 'I need earmuffs for the cold' not 'I need muffs'.

3verb (فعل)informalpast (گذشته): muffedpast participle (مفعولی): muffed-ing (حال): muffing3rd (سوم): muffs

فعل — خراب می‌کند

خراب می‌کندگند می‌زند

صرف فعل «muff» در زمان حال ساده برای سوم شخص مفرد، به معنای کاری را با بی‌دقتی یا بد انجام دادن؛ خراب کردن یا گند زدن.

Third-person singular present tense of 'muff', meaning to handle or perform something clumsily or badly; to bungle or mess up.

«او همیشه شوت‌های آسان را در تمرین خراب می‌کند.»

He always muffs the easy shots during practice.

«نانوا اگر عجله کند، دستور پخت را خراب می‌کند.»

The baker muffs the recipe if he rushes it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
botchesخراب می‌کند (شغل)

رایج. انجام دادن کاری بد یا بی‌دقت. «Botches» اغلب به معنای شکست در یک کار یا وظیفه خاص است، در حالی که «muffs» می‌تواند اصطلاح گسترده‌تری برای هر عمل بی‌دست‌وپا باشد. «او اغلب تکالیفش را خراب می‌کند» یا «او توپ را خراب می‌کند (در گرفتن)».

Common. To carry out a task badly or carelessly. 'Botches' often implies a failure in a specific task or job, whereas 'muffs' can be a broader term for any clumsy action. 'He often botches his assignments' or 'She muffs the catch'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000