mustache

mus·tache/ˈmʌstɑːʃ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): mustaches

اسم — سبیل

سبیل

نواری از مو که روی لب بالایی رها شده تا رشد کند.

A strip of hair left to grow above the upper lip.

«او در ماه موامبر یک سبیل پرپشت گذاشت.»

He grew a thick mustache during Movember.

«پدربزرگش یک سبیل سفید برجسته داشت.»

Her grandfather had a distinguished white mustache.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whiskersسبیل (حیوان)

غیر رسمی. به موهای صورت حیوانات، مخصوصاً گربه‌ها یا سگ‌ها اطلاق می‌شود. برای انسان قابل تعویض با 'mustache' نیست.

Informal. Refers to facial hair on animals, particularly cats or dogs. Not interchangeable with 'mustache' for humans.

2noun (اسم)commonplural (جمع): mustaches

اسم — سبیل (حیوان)

سبیل (حیوان)

دسته‌ای از مو روی لب بالایی حیوان.

A tuft of hair on the upper lip of an animal.

«گربه سبیل‌هایش را تکان داد.»

The cat twitched its mustaches.

«برخی نژادهای سگ در اطراف پوزه خود سبیل دارند.»

Some dog breeds have mustaches around their muzzle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whiskerسبیل (حیوان)

رایج. به یکی از موهای سفت که از پوزه یا قسمت دیگری از صورت حیوان، مثلاً گربه یا موش، رشد می‌کند، اشاره دارد. هنگام اشاره به حیوانات می‌توان به جای یکدیگر استفاده کرد.

Common. Refers to one of the stiff hairs growing from the snout or other part of the face of an animal, for example a cat or a mouse. Can be used interchangeably when referring to animals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000