در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای سبیل؛ داشتن موی صورت روی لب بالا.
Having a mustache; bearing hair on the upper lip.
«مرد سبیلدار گرم لبخندی زد.»
“The mustached man smiled warmly.”
«او از ظاهر سبیلپرپشت خود افتخار میکرد.»
“He was proud of his thick mustached look.”