mustached

mus·tached/ˈmʌstæʃd/
mustachefacial hair on upper lip-edhaving
adjective (صفت)common

صفت — دارای سبیل

دارای سبیلسبیل‌دار

دارای سبیل؛ داشتن موی صورت روی لب بالا.

Having a mustache; bearing hair on the upper lip.

«مرد سبیل‌دار گرم لبخندی زد.»

The mustached man smiled warmly.

«او از ظاهر سبیل‌پرپشت خود افتخار می‌کرد.»

He was proud of his thick mustached look.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000