nonfocal

non·fo·cal/ˌnɒnˈfoʊkl/
non-not / absence offocalrelating to the focus
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more nonfocalsuperlative (عالی): most nonfocal

صفت — غیرکانونی

غیرکانونیناکانونی

به عنوان نقطه کانونی عمل نمی‌کند؛ مرکزی یا در یک منطقه متمرکز نیست.

Not serving as a focal point; not central or concentrated in one area.

«ضایعه غیرکانونی بود و در منطقه وسیع‌تری پخش شده بود.»

The lesion was nonfocal, spread across a wider area.

«تشخیص علائم غیرکانونی می‌تواند دشوارتر باشد.»

Nonfocal symptoms can be harder to diagnose.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diffuseپراکنده

رسمی/فنی. چیزی را توصیف می‌کند که پخش شده است به جای متمرکز بودن. اغلب می‌تواند جایگزین nonfocal شود وقتی به توزیع پراکنده اشاره دارد. 'نور پراکنده' صحیح است.

Formal/Technical. Describes something spread out rather than concentrated. Can often replace 'nonfocal' when referring to a spread-out distribution. 'Diffuse light' works.

peripheralجانبی

متداول. به بخش بیرونی یا کم‌اهمیت‌تر چیزی مربوط می‌شود. می‌تواند جایگزین nonfocal شود وقتی تاکید بر خارج از منطقه اصلی توجه بودن است. 'دید جانبی' صحیح است.

Common. Relates to the outer or less important part of something. Can replace 'nonfocal' when the emphasis is on being outside the main area of attention. 'Peripheral vision' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000