nosey

no·sey/ˈnoʊzi/
nosethe nose-yhaving the quality of
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): noseiersuperlative (عالی): noseiest

صفت — فضول

فضولکنجکاو

خیلی علاقه‌مند به مسائل دیگران؛ فضول

too interested in other people's affairs; prying

«او بسیار در مورد همسایه‌ها فضول است.»

She is very nosey about her neighbors.

«انقدر فضول نباش؛ به کار خودت برس.»

Don't be so nosey; mind your own business.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inquisitiveکنجکاو

متداول. راه مودبانه برای گفتن فضول است، معمولاً بار منفی کمتری دارد.

Common. Polite way to say nosey, often less negative.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000