obsessively

ob·ses·sive·ly/əbˈsɛsɪvli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): obsessiveposition (جایگاه): end

قید — وسواسیانه

وسواسیانهبصورت وسواس‌گونه

به نحوی که توجه یا نگرانی بیش از حد یا وسواسی را نشان می‌دهد.

In a way that shows excessive or compulsive concern or focus.

«او وسواس‌گونه گوشی‌اش را چک می‌کند.»

She checks her phone obsessively.

«او قبل از امتحانات به طور وسواسی مطالعه می‌کند.»

He studies obsessively before exams.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compulsivelyاجبارانه

معنای مشابه، تأکید بر رفتار غیرقابل کنترل یا تکراری.

Similar meaning, emphasizing uncontrollable behavior or repetition.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000