در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حریفی را با استراتژی یا تاکتیک نظامی برتر شکست دادن.
To defeat an opponent by superior military strategy or tactics.
«ناپلئون در نبرد واترلو از نظر تاکتیکی شکست خورد.»
“Napoleon was outgeneraled at the Battle of Waterloo.”
«ارتش کوچکتر با برنامهریزی هوشمندانه نیروی بزرگتر را از نظر تاکتیکی شکست داد.»
“The smaller army outgeneraled the larger force through clever planning.”
متداول. به معنای کسب برتری بر حریف با حرکت یا استراتژی هوشمندانه یا ماهرانه، اغلب به معنای فیزیکی یا تاکتیکی است. 'بوکسور حریف خود را با مانور بهتر شکست داد' درست است، مشابه 'outgeneraled' اما میتواند به طور گستردهتری در زمینههای غیرنظامی نیز به کار رود.
Common. Refers to gaining an advantage over an opponent by clever or skillful movement or strategy, often in a physical or tactical sense. 'The boxer outmaneuvered his opponent' works, similar to 'outgeneraled' but can apply to non-military contexts more broadly.
بسیار متداول. یک اصطلاح کلی برای پیروزی در برابر حریف. در حالی که 'defeated' میتواند نتیجه را توصیف کند، 'outgeneraled' روش را (استراتژی برتر) مشخص میکند. 'تیم ما حریفان را شکست داد' درست است، اما 'تیم ما با فرماندهی بهتر حریفان را شکست داد' به معنای یک پیروزی استراتژیک است.
Very common. A general term for winning against an opponent. While 'defeated' can describe the outcome, 'outgeneraled' specifies the method (superior strategy). 'Our team defeated the opponents' works, but 'Our team outgeneraled the opponents' implies a strategic victory.