فعل — سرریز شدن
ریختن یا پخش شدن بیش از حد چیزی تا جایی که از لبهها بیرون برود.
(Third person singular) To spill or spread over the edges because there is too much of something.
«هر بهار به خاطر باران شدید رودخانه سرریز میکند.»
“The river overflows every spring due to heavy rain.”
«وقتی فنجان زیاد پر شود، آب سرریز میکند.»
“The cup overflows with water when filled too much.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. معنای مشابه، معمولاً درباره مایعات.
Everyday. Similar meaning, often with liquids.
متضادها
اسم — سرریز
عمل یا حالت سرریز کردن به دلیل زیاد بودن مقدار چیزی.
The act or instance of spilling over a boundary due to excess quantity.
«در کنسرت جمعیت زیادی فراتر از ظرفیت بود.»
“There was an overflow of people at the concert.”
«سرریز آب باعث سیل شد.»
“The overflow of water caused flooding.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به ریزش، معمولاً تصادفی اشاره دارد.
Formal. Refers to spilling, often accidental.