overgrown

o·ver·grown/ˌoʊvərˈɡroʊn/
over-excessive or too muchgrowngrown or developed
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more overgrownsuperlative (عالی): most overgrown

صفت — پوشیده‌شده از گیاهان

پوشیده‌شده از گیاهانبیش از حد رشد کرده

پوشیده از رشد بسیار غلیظ یا بیش از حد گیاهان یا علف‌های هرز.

Covered with very thick or excessive growth of plants or weeds.

«باغ پس از ماه‌ها بی‌توجهی، مملو از علف‌های هرز شده بود.»

The garden was overgrown with weeds after months of neglect.

«یک راه بیش‌ازحد رشدکرده از میان جنگل می‌گذشت.»

An overgrown path led through the forest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
untendedرسیدگی نشده

رایج. به مکان یا گیاهانی اطلاق می‌شود که مراقبت نشده و اغلب رشد بیش از حد دارند.

Common. Refers to plants or areas not cared for, which often leads to overgrowth.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000