overfunctioning

o·ver·func·tion·ing/ˌoʊvərˈfʌŋkʃənɪŋ/
over-excessivefunctionto operate or work-ingnoun from verb
noun (اسم)formal

اسم — عمل بیش‌فعال بودن

عمل بیش‌فعال بودنکار اضافی انجام دادن

عمل یا عادتی که در آن بیشتر از حد معمول یا لازم وظایف یا کارها انجام داده می‌شود، معمولاً در روابط یا کار.

The act or habit of doing more functions or tasks than usual or necessary, often in relationships or work.

«انجام وظایف بیش از حد توسط او در تیم باعث فرسودگی شد.»

Her overfunctioning in the team caused burnout.

«خانواده‌ها گاهی با اعضایی که بیش‌فعال هستند مشکل دارند.»

Families sometimes struggle with overfunctioning members.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overworkبیش‌کاری

رایج. به کار زیاد و اغلب فیزیکی گفته می‌شود؛ overfunctioning روی نقش‌ها یا وظایف تاکید دارد.

Common. Refers to excessive work often physical; overfunctioning emphasizes roles or tasks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000