overusing

o·ver·us·ing/ˌoʊvərˈjuːzɪŋ/
over-excessiveuseto employ or put into service-ingpresent participle or gerund
noun (اسم)common

اسم — استفاده بیش از حد

استفاده بیش از حد

استفاده بیش از حد یا بیش از اندازه از چیزی.

The act of using something too much or too often.

«استفاده بیش از حد از آنتی‌بیوتیک‌ها می‌تواند باعث مقاومت شود.»

Overusing antibiotics can cause resistance.

«او نگران استفاده بیش از حد از تلفن خود است.»

He is worried about overusing his phone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000