peckish

peck·ish/ˈpɛkɪʃ/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): peckishersuperlative (عالی): peckishest

صفت — کمی گرسنه

کمی گرسنه

کمی گرسنه.

Slightly hungry.

«قبل از ناهار کمی گرسنه‌ام.»

I'm feeling a bit peckish before lunch.

«او کمی گرسنه شد و یک میان‌وعده خورد.»

She got peckish and ate a snack.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hungryگرسنه

رایج است. اصطلاح عمومی برای نیاز به غذا؛ peckish نشان‌دهنده گرسنگی خفیف است.

Common. General term for needing food; peckish indicates a mild level of hunger.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000