peripherals

pe·riph·er·als/pəˈrɪfərəl/
peri-aroundpherto carry-alrelated to-splural
1noun (اسم)technicalplural (جمع): peripherals

اسم — لوازم جانبی

لوازم جانبیدستگاه‌های جانبی

دستگاه‌های خارجی که برای گسترش عملکرد به کامپیوتر متصل می‌شوند، مانند چاپگر، صفحه‌کلید و نمایشگر.

External devices that connect to a computer to expand its functionality, such as printers, keyboards, and monitors.

«باید درایورهای لوازم جانبی جدید خود را نصب کنید.»

You need to install drivers for your new peripherals.

«کیبورد، ماوس و چاپگر از لوازم جانبی رایج کامپیوتر هستند.»

Keyboards, mice, and printers are common computer peripherals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accessoriesتجهیزات جانبی

رایج. یک اصطلاح گسترده‌تر که شامل لوازم جانبی کامپیوتر نیز می‌شود، اما وسایل غیرالکترونیکی را هم در بر می‌گیرد. در برخی زمینه‌ها، به ویژه برای لوازم الکترونیکی مصرفی، می‌توان به جای هم استفاده کرد، اما 'peripherals' برای کامپیوتر خاص‌تر است. 'لوازم جانبی خودرو' در مقابل 'لوازم جانبی کامپیوتر'.

Common. A broader term that includes peripherals but also non-electronic items. Can be used interchangeably in some contexts, especially for consumer electronics, but 'peripherals' is more specific to computers. 'Car accessories' vs 'Computer peripherals'.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more peripheralsuperlative (عالی): most peripheral

صفت — جانبی

جانبیحاشیه‌ایپیرامونی

مربوط به لبه بیرونی یک منطقه؛ حاشیه‌ای یا ثانویه.

Relating to the outer edge of an area; marginal or secondary.

«دید پیرامونی به شما کمک می‌کند چیزها را خارج از نگاه مستقیمتان ببینید.»

The peripheral vision helps you see things outside your direct gaze.

«آن مسائل نسبت به مشکل اصلی، حاشیه‌ای هستند.»

Those issues are peripheral to the main problem.

تفاوت با واژه‌های مشابه
outerبیرونی

رایج. به قسمت خارجی یا بیرونی چیزی اشاره دارد. کلی‌تر از 'peripheral' است و همان مفهوم اهمیت کمتر یا مرکزی نبودن را ندارد. 'لایه بیرونی' در مقابل 'مسائل جانبی'.

Common. Refers to the exterior or outside part of something. More general than 'peripheral' and doesn't carry the same implication of being less central or important. 'The outer layer' vs 'peripheral issues'.

secondaryثانویه

رایج. به معنای اهمیت کمتر یا اولیه نبودن است. اغلب می‌توان به جای هم استفاده کرد وقتی 'peripheral' به معنای 'کم اهمیت‌تر' باشد. 'مسائل ثانویه' در مقابل 'مسائل جانبی'.

Common. Implies less importance or not being primary. Can often be used interchangeably when 'peripheral' means 'less important'. 'Secondary concerns' vs 'peripheral concerns'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000