personify

per·son·i·fy/pərˈsɒnɪfaɪ/
personhuman being-ifyto make or become
verb (فعل)formalpast (گذشته): personifiedpast participle (مفعولی): personified-ing (حال): personifying3rd (سوم): personifies

فعل — مجسم کردن

مجسم کردنشخصیت دادن

نمایش دادن یا مجسم کردن یک ویژگی، ایده یا چیز به صورت انسان یا منتسب کردن ویژگی‌های انسانی به چیزی.

To represent or embody a quality, idea, or thing as a person or to attribute human characteristics to something.

«مجسمه نماد آزادی است.»

The statue personifies freedom.

«او شجاعت را در اعمالش تجسم بخشید.»

He personified courage in his actions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
embodyمجسم کردن

رسمی. معنای مشابه؛ embody بیشتر به طور کلی برای نمایش ایده‌ها یا ویژگی‌هاست.

Formal. Similar meaning; embody can be used generally for representing ideas or qualities.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000