در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی را روی پشت خود و با دستها روی شانههای او حمل کردن.
To carry someone on one’s back with their arms over the shoulders.
«او برادر کوچکش را پشتش از رودخانه عبور داد.»
“She piggybacked her little brother across the stream.”
«بچهها دوست دارند والدینشان آنها را روی پشت حمل کنند.»
روزمره. carry کلی است؛ piggyback مشخص میکند که روی پشت با گرفتن شانه انجام شود.
Everyday. 'Carry' is general; 'piggyback' specifies carrying on back with arms over shoulders.
انجام شده به صورت حمل بر پشت یا به این شکل مرتبط شده.
Done by carrying piggyback or connected in this manner.
«آنها از حمل تجهیزات به صورت حمل بر پشت استفاده کردند.»
“They used piggyback transport to move equipment.”
«سوار شدن به صورت حمل بر پشت برای بچهها سرگرمکننده بود.»
“The piggyback ride was fun for the children.”