piggery

pig·ger·y/ˈpɪɡəri/
piga domestic hog-erya place for or associated with
1noun (اسم)commonplural (جمع): piggeries

اسم — خوک‌دانی

خوک‌دانیمزرعه خوک

محلی که خوک‌ها نگهداری می‌شوند؛ مزرعه یا طویله خوک.

A place where pigs are kept; a pig farm or a pigsty.

«بوی خوک‌دانی با باد حمل می‌شد.»

The smell from the piggery carried on the wind.

«او تصمیم گرفت خوک‌دانی خود را برای پاسخگویی به تقاضا گسترش دهد.»

He decided to expand his piggery to meet demand.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pigstyطویله خوک

متداول. به طور خاص به یک محوطه یا جایگاه برای خوک‌ها اشاره دارد، اغلب به معنای مکانی کثیف یا نامرتب. 'Piggery' می‌تواند به کل مزرعه اشاره داشته باشد، در حالی که 'pigsty' بیشتر به خود محوطه مربوط می‌شود.

Common. Specifically refers to a pen or enclosure for pigs, often implying a dirty or messy place. 'Piggery' can refer to the whole farm, while 'pigsty' is more specific to the enclosure itself.

2noun (اسم)informal

اسم — کثافت

کثافتناپاکیشلختگی

کثیفی یا ناپاکی؛ بی‌نظمی شدید.

Squalor or filth.

«اتاقش واقعا کثیف و به هم ریخته بود.»

His room was an absolute piggery.

«آنها در کثافت مطلق زندگی می‌کردند.»

They lived in utter piggery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
filthکثافت

متداول. به کثیفی شدید یا ناخالصی زننده اشاره دارد. 'Piggery' در این معنا به طور خاص بی‌نظمی مرتبط با خوک‌ها را تداعی می‌کند. 'اتاق پر از کثافت بود' و 'اتاق یک خوک‌دانی بود' هر دو به معنای بسیار کثیف بودن هستند، اما 'piggery' به بی‌نظمی آشفته‌تر و حیوانی‌تر اشاره دارد.

Common. Refers to extreme dirt or repulsive impurity. 'Piggery' in this sense specifically evokes the messiness associated with pigs. 'The room was full of filth' and 'The room was a piggery' both mean it was very dirty, but 'piggery' suggests a more chaotic and animalistic mess.

messآشفتگی

متداول. یک اصطلاح کلی برای وضعیت بی‌نظمی یا نامرتبی. 'Piggery' شکل بسیار قوی‌تر و تحقیرآمیزتری از 'mess' است که به معنای بی‌نظمی شدید و ناخوشایند است.

Common. A general term for a state of disorder or untidiness. 'Piggery' is a much stronger, more derogatory form of 'mess', implying severe and unpleasant disarray.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000