pigging

pig·ging/ˈpɪɡɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): piggedpast participle (مفعولی): pigged-ing (حال): pigging3rd (سوم): pigs

فعل — رفتار حریصانه

رفتار حریصانهپاک‌سازی لوله‌ها

عامیانه برای رفتار حریصانه یا نامرتب؛ در مهندسی، پاک کردن لوله‌ها با دستگاه مخصوص

slang for acting greedily or messily; in engineering, cleaning pipelines with a pig device

«خدمه امروز در حال پاک‌سازی لوله‌ها هستند.»

The crew is pigging the pipeline today.

«او در طول جشن حریصانه رفتار می‌کرد.»

He was pigging during the feast.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cleaningتمیز کردن

رسمی (مهندسی). به فرایند پاکسازی لوله‌ها توسط دستگاه اشاره دارد.

Formal (engineering). Refers to pipeline cleaning process using a pig.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000