piggybacked

pig·gy·backed/ˈpɪɡibækd/
piggybackcarried on the back of another person-edpast tense suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): piggybackedpast participle (مفعولی): piggybacked-ing (حال): piggybacking3rd (سوم): piggybacks

فعل — روی پشت حمل شدن

روی پشت حمل شدنحمایت شدن

روی پشت کسی حمل شدن یا توسط دیگری حمایت شدن

carried on someone's back or supported by another

«او برادر کوچکش را روی پشتش به خانه برد.»

She piggybacked her little brother home.

«این برنامه روی فناوری موجود توسعه یافت.»

The program piggybacked on existing technology.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carriedحمل شده

متداول. معنی کلی حمل کردن؛ 'piggybacked' به طور مشخص روی پشت است.

Common. General sense of carrying; 'piggybacked' implies specifically on back.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000