pithy

/ˈpɪθ.i/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): pithiersuperlative (عالی): pithiest

صفت — مختصر و مفید

مختصر و مفیدکوتاه و پرمعنا

موجز و پرمعنی؛ دارای محتوای غنی

concise and meaningful; full of substance

«سخنرانی او مختصر و واضح بود.»

His speech was pithy and clear.

«او خلاصه‌ای مختصر و مفید از گزارش داد.»

She gave a pithy summary of the report.

تفاوت با واژه‌های مشابه
conciseمختصر

متداول. بیان مطلب با کمترین کلمات.

Common. Expressing much in few words.

terseمختصر و محکم

رسمی. کوتاه و به نقطه، گاهی تند.

Formal. Brief and to the point, sometimes abrupt.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000