plenitude

plen·i·tude/ˈplɛnɪtjuːd/
pleni-full, complete-tudestate or condition
noun (اسم)common

اسم — فراوانی

فراوانیکثرتانبوه

وضعیتی از کامل بودن، فراوان یا سرشار بودن.

A condition of being full, abundant, or complete.

«باغ سرشار از گل‌های رنگارنگ بود.»

The garden was a plenitude of colorful flowers.

«او پس از خبر خوب، احساس فراوانی شادی داشت.»

He felt a plenitude of joy after the good news.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abundanceفراوانی

رایج. زمانی که بر مقدار زیاد یا زیادی تاکید باشد، قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when emphasizing a large quantity or plenty.

plentyخیلی

غیررسمی. بر مقدار بیش از حد کافی تاکید دارد. غیررسمی‌تر از plenitude است.

Informal. Emphasizes more than enough quantity. Less formal than 'plenitude'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000