predicaments

pre·dic·a·ments/prɪˈdɪkəmənts/
noun (اسم)commonplural (جمع): predicaments

اسم — مخمصه‌ها

مخمصه‌هاشرایط دشوار

موقعیت‌های دشوار یا ناخوشایند که فرار از آنها سخت است.

Difficult or unpleasant situations from which it is hard to escape.

«او در طول سفر خود را در چند مخمصه یافت.»

She found herself in several predicaments during the trip.

«گم شدن در شهر یک مشکل واقعی بود.»

Getting lost in the city was a real predicament.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dilemmasدوراهی‌ها

متداول. مشابه ولی دوراهی‌ها معمولاً مربوط به انتخاب بین گزینه‌ها هستند.

Common. Similar but dilemmas specifically involve a choice between options.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000