prioritize

pri·or·i·tize/praɪˈɒrəˌtaɪz/
priorearlier, before-itizemake or become (verb suffix)
verb (فعل)commonpast (گذشته): prioritizedpast participle (مفعولی): prioritized-ing (حال): prioritizing3rd (سوم): prioritizes

فعل — اولویت‌بندی کردن

اولویت‌بندی کردنمرتب کردن بر اساس اهمیت

مرتب‌کردن یا رسیدگی به کارها یا مسائل بر اساس درجه اهمیت.

To arrange or deal with tasks or issues in order of importance.

«باید کارهایت را اولویت‌بندی کنی.»

You need to prioritize your tasks.

«ابتدا مسائل فوری را در اولویت قرار دادیم.»

We prioritized urgent issues first.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rankرتبه‌بندی کردن

رسمی. معنی مشابه؛ در زمینه سازماندهی یا وظایف جایگزین است.

Formal. Similar meaning; can replace in organizational or task contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000