در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حالی که چیزهای ضروری وجود ندارد یا کم است؛ کمبود امکانات رفاهی یا ضروریات معمول زندگی.
A state in which essential things are missing or in short supply; a lack of the usual comforts or necessities of life.
«پناهندگان سالها گرسنگی و محرومیت را تحمل کردند.»
“The refugees endured years of hunger and privation.”
«آنها در طول جنگ زندگی با کمبودهای مداوم داشتند.»
“They lived a life of constant privation during the war.”
رایج. تا حد زیادی با «privation» قابل تعویض است، به معنی کمبود چیزی که ضروری تلقی میشود. «Deprivation» میتواند به معنای چیزی که گرفته شده نیز باشد، در حالی که «privation» بیشتر به حالت مزمن کمبود اشاره دارد.
Common. Largely interchangeable with 'privation', referring to the lack of something considered essential. 'Deprivation' can also imply something being taken away, while 'privation' more often implies a chronic state of lacking.
رایج. به رنج یا محرومیت شدید اشاره دارد. در حالی که «hardship» میتواند نتیجه «privation» باشد، طیف گستردهتری از مشکلات را شامل میشود. از آنجا که «privation» به طور خاص در مورد کمبود ضروریات است، کاملاً قابل تعویض نیست.
Common. Refers to severe suffering or privation. While 'hardship' can result from 'privation', it encompasses a broader range of difficulties. Not fully interchangeable as 'privation' is specifically about lack of essentials.
رسمی. به فقر شدید اشاره دارد، وضعیتی که در آن پول، غذا یا سرپناهی وجود ندارد. شکل شدیدتری از محرومیت است.
Formal. Refers to extreme poverty, a state of having no money, food, or shelter. It is a more severe form of privation.