pry open

pry o·pen/praɪ ˈoʊpən/
pryto look or inquire closely or curiouslyopento make accessible or not closed
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — باز کردن با زور

باز کردن با زورلق کردن و باز کردن

با اعمال زور و معمولا با ابزار، چیزی را باز کردن

to force something open, usually with a tool, by applying leverage

«او با اهرم صندوق چوبی کهنه را باز کرد.»

He pried open the old wooden box with a crowbar.

«آن‌ها باید پنجره گیر کرده را با زور باز می‌کردند تا هوای تازه بیاید.»

They had to pry open the stuck window to get fresh air.

تفاوت با واژه‌های مشابه
force openزور کردن برای باز کردن

روزمره/معمولی. هنگام تأکید بر به‌کارگیری زور قابل جایگزینی با pry open است اما force open گسترده‌تر است و ممکن است به زور بدون ابزار هم اشاره کند.

Everyday/common. Interchangeable with 'pry open' when emphasizing strength to open something, but 'force open' is broader and can include pushing or pulling directly without tools.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000