prurient

pru·ri·ent/ˈprʊəriənt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more prurientsuperlative (عالی): most prurient

صفت — شهوانی

شهوانیشهوت‌آلودحریص به امور جنسی

دارای یا نشان‌دهنده علاقه‌ زیاد و بیش از حد به امور جنسی.

Having or showing excessive interest in sexual matters.

«رمان به خاطر محتوای شهوانی‌اش مورد انتقاد قرار گرفت.»

The novel was criticized for its prurient content.

«او علاقه شدیدی به شایعات داشت.»

He showed a prurient interest in the gossip.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lecherousشهوت‌ران

رسمی. بار منفی قوی، دلالت بر تمایل جنسی غیر اخلاقی یا بیش از حد.

Formal. Strongly negative, implies immoral or excessive sexual desire.

lustfulشهوتران

رایج. تمایل جنسی شدید را توصیف می‌کند؛ ممکن است کمتر منفی باشد.

Common. Describes strong sexual desire; overlaps with prurient but can be used more neutrally.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000