punchy

/ˈpʌntʃ.i/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): punchiersuperlative (عالی): punchiest

صفت — قوی و مؤثر

قوی و مؤثرپرقدرت

دارای تأثیر قوی و مؤثر؛ پرانرژی و زنده

Having a strong, forceful impact or style; lively and effective

«سخنرانی او کوتاه اما پرقدرت بود.»

His speech was short but punchy.

«مقاله سبک پرانرژی دارد که جلب توجه می‌کند.»

The article has a punchy style that grabs attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forcefulقوی

رایج. قوی و مطمئن در بیان یا سبک.

Common. Strong and confident in expression or style.

dynamicپویا

رایج. پرانرژی و سرزنده، معمولاً درباره سبک یا شخصیت.

Common. Energetic and full of life, often referring to style or personality.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000