put the clock back

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt ðə klɑːk bæk/
1phrase (عبارت)common

عبارت — ساعت را عقب کشیدن

ساعت را عقب کشیدنزمان ساعت را عقب بردن

ساعت را عقب کشیدن، به‌ویژه هنگام پایان ساعت تابستانی.

To change a clock to an earlier time, especially when daylight saving time ends.

«امشب ساعت را یک ساعت عقب بکش.»

Put the clock back one hour tonight.

«هر پاییز ساعت را عقب می‌کشیم.»

We put the clock back every autumn.

2phrase (عبارت)common

عبارت — عقب‌گرد ایجاد کردن

عقب‌گرد ایجاد کردنپیشرفت را پس بردن

باعث عقب‌گرد شدن و پیشرفت را به وضعیت قدیمی‌تر برگرداندن.

To make progress return to an earlier or less developed state.

«تعطیلی، خدمات محلی را دچار عقب‌گرد کرد.»

The closure put the clock back on local services.

«این کاهش‌ها چند سال عقب‌گرد ایجاد کرد.»

The cuts put the clock back years.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000