querying

quer·y·ing/ˈkwɪəriɪŋ/
querya question or inquiry-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): queriedpast participle (مفعولی): queried-ing (حال): querying3rd (سوم): queries

فعل — پرسیدن

پرسیدناستعلام کردن

عمل پرسیدن سوال یا ابراز شک

the act of asking questions or expressing doubts

«او در حال استعلام نتایج آزمایش بود.»

He was querying the test results.

«پرسیدن سوال درباره داده‌ها به حل مشکل کمک کرد.»

Querying the data helped solve the problem.

تفاوت با واژه‌های مشابه
questioningپرس‌وجو

غیررسمی. معنی مشابه ولی معمولاً رسمی‌تر نیست.

Informal. Similar meaning but often more informal or conversational.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000