quiets

qui·ets/ˈkwaɪəts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): quietedpast participle (مفعولی): quieted-ing (حال): quieting3rd (سوم): quiets

فعل — ساکت کردن

ساکت کردنآرام کردن

ساکت یا آرام کردن یا شدن.

To make or become silent or calm.

«او قبل از خواب بچه‌ها را آرام می‌کند.»

She quiets the children before bedtime.

«وقتی معلم وارد می‌شود، اتاق آرام می‌شود.»

The room quiets as the teacher enters.

تفاوت با واژه‌های مشابه
silencesخاموش کردن

رایج. معنی مشابه، ولی silence بیشتر مربوط به صدای بلند است.

Common. Similar meaning, but 'silence' often focuses on noise specifically.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000