در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سند رسمی رها کردن ادعا یا حقی، به ویژه در مورد زمین، بدون هیچگونه ضمانتی در مورد اعتبار عنوان مالکیت دهنده.
A formal release of a claim or right, especially to land, without any warranty regarding the validity of the grantor's title.
«او برای انتقال ملک، سند سلب ادعا را امضا کرد.»
“He signed a quitclaim deed to transfer the property.”
«سند سلب ادعا فقط هر سهمی را که واگذارکننده دارد، منتقل میکند.»
“A quitclaim only conveys whatever interest the grantor has.”
ادعا یا حقی را، به ویژه در مورد زمین، با استفاده از سند سلب ادعا، رها یا واگذار کردن.
To release or relinquish a claim or right, especially to land, by means of a quitclaim deed.
«او سهم خود از املاک را به برادرش واگذار کرد.»
“She quitclaimed her share of the estate to her brother.”
«مالک مشترک موافقت کرد که سهم خود از خانه را واگذار کند.»
“The co-owner agreed to quitclaim his interest in the house.”