ranks

/ræŋks/
1noun (اسم)commonplural (جمع): ranks

اسم — درجات

درجاترتبه‌هاصفوف

جایگاه در سلسله مراتب نیروهای مسلح یا سازمان‌های دیگر (جمع rank).

A position in the hierarchy of the armed forces or other organization (plural of rank).

«او به سرعت در ارتش به درجات بالا رسید.»

He quickly rose through the ranks in the army.

«سیاست جدید بر همه رده‌های کارمندان تأثیر می‌گذارد.»

The new policy affects all ranks of employees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gradesرده‌ها

رسمی. اغلب در بافت‌های دانشگاهی یا خدمات کشوری برای سطوح موقعیت یا دستاورد استفاده می‌شود. 'رتبه‌های نظامی' رایج‌تر از 'درجات نظامی' است. 'او در بخش از طریق رده‌ها پیشرفت کرد' درست است، اما 'او در رده‌های ارتش پیشرفت کرد' کمتر طبیعی به نظر می‌رسد.

Formal. Often used in academic or civil service contexts for levels of position or achievement. 'Military ranks' is more common than 'military grades'. 'He advanced through the grades in the department' works, but 'He advanced through the grades of the army' sounds less natural than 'ranks'.

echelonsسطوح

رسمی/نظامی. به سطوح فرماندهی یا اقتدار اشاره دارد، اغلب به معنای یک ساختار سلسله مراتبی. می‌تواند به صورت استعاری برای سطوح بالای یک سازمان استفاده شود. 'سطوح بالاتر قدرت' درست است، اما 'او در حرفه‌اش به چندین سطح دست یافت' کمتر طبیعی از 'درجات' است.

Formal/Military. Refers to levels of command or authority, often implying a hierarchical structure. Can be used metaphorically for high levels of an organization. 'The higher echelons of power' works, but 'He achieved several echelons in his career' is less natural than 'ranks'.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): rankedpast participle (مفعولی): ranked-ing (حال): ranking3rd (سوم): ranks

فعل — رتبه‌بندی می‌کند

رتبه‌بندی می‌کنددرجه‌بندی می‌کند

به چیزی درجه یا سطح اختصاص دادن (جمع فعل rank).

To assign a grade or level to (plural of rank).

«این نظرسنجی کشورها را بر اساس شادی رتبه‌بندی می‌کند.»

The survey ranks countries by happiness.

«او در میان بهترین عملکردکنندگان رتبه دارد.»

She ranks among the top performers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ratesارزیابی می‌کند

روزمره. اغلب برای ارزیابی کیفیت یا عملکرد استفاده می‌شود. 'منتقدان به فیلم امتیاز بالایی دادند' درست است. 'ژنرال سربازان را بر اساس مهارت رتبه‌بندی کرد' بیشتر در مورد موقعیت است، در حالی که 'rated' در مورد کیفیت است.

Everyday. Often used for evaluating quality or performance. 'The critics rated the movie highly' works. 'The general ranked the soldiers by skill' is more about position, while 'rated' is about quality.

gradesنمره‌بندی می‌کند

رسمی/دانشگاهی. معمولاً برای تکالیف دانشگاهی یا ارزیابی‌های رسمی استفاده می‌شود. 'معلم مقالات را نمره‌بندی می‌کند' درست است، اما 'کمیته نامزدها را بر اساس تجربه نمره‌بندی می‌کند' کمتر از 'ranks' رایج است.

Formal/Academic. Typically used for academic assignments or formal assessments. 'The teacher grades the essays' works, but 'The committee grades the candidates by experience' is less common than 'ranks'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000