reboard

re·board/ˌriːˈbɔːrd/
re-againboardto get on or into
verb (فعل)formalpast (گذشته): reboardedpast participle (مفعولی): reboarded-ing (حال): reboarding3rd (سوم): reboards

فعل — دوباره سوار شدن

دوباره سوار شدندوباره وارد شدن

دوباره سوار شدن، معمولاً به وسیله نقلیه یا کشتی

To board again, usually referring to a vehicle or vessel

«از مسافران خواسته شد دوباره سوار هواپیما شوند.»

Passengers were asked to reboard the plane.

«خدمه پس از بازرسی دوباره سوار شدند.»

The crew reboarded after the inspection.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000