recatalog

re·cat·a·log/ˌriːˈkætəlɒɡ/
re-againcataloglist or index
verb (فعل)formalpast (گذشته): recatalogedpast participle (مفعولی): recataloged-ing (حال): recataloging3rd (سوم): recatalogs

فعل — دوباره فهرست کردن

دوباره فهرست کردندوباره لیست کردن

دوباره فهرست یا لیستی از موارد یا مجموعه‌ها تهیه کردن.

To create a new catalog or list again, often for items or collections.

«کتابخانه ماه آینده همه کتاب‌های جدید را دوباره فهرست خواهد کرد.»

The library will recatalog all new books next month.

«پس از سازماندهی مجدد باید مجموعه را دوباره فهرست کنیم.»

We need to recatalog the collection after reorganization.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000