redock

re·dock/ˌriːˈdɒk/
re-againdockto bring a ship to a dock
verb (فعل)technicalpast (گذشته): redockedpast participle (مفعولی): redocked-ing (حال): redocking3rd (سوم): redocks

فعل — دوباره پهلو گرفتن

دوباره پهلو گرفتندوباره لنگراندازی

کشتی را دوباره به اسکله آوردن برای تعمیر یا بارگیری و تخلیه.

To bring a ship into a dock again for repairs or loading/unloading.

«کشتی بعد از طوفان باید دوباره پهلو می‌گرفت.»

The vessel had to redock after the storm.

«آنها قصد دارند فردا صبح کشتی را دوباره پهلو دهند.»

They plan to redock the ship tomorrow morning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000