verb (فعل)technicalpast (گذشته): redockedpast participle (مفعولی): redocked-ing (حال): redocking3rd (سوم): redocks
فعل — دوباره پهلو گرفتن
دوباره پهلو گرفتندوباره لنگراندازی
کشتی را دوباره به اسکله آوردن برای تعمیر یا بارگیری و تخلیه.
To bring a ship into a dock again for repairs or loading/unloading.
«کشتی بعد از طوفان باید دوباره پهلو میگرفت.»
“The vessel had to redock after the storm.”
«آنها قصد دارند فردا صبح کشتی را دوباره پهلو دهند.»
“They plan to redock the ship tomorrow morning.”