در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دوباره با چیزی آشنا شدن یا کسی را دوباره با چیزی آشنا کردن، معمولاً پس از مدتی دوری یا تغییر.
To make oneself or someone else familiar with something again, often after a period of absence or change.
«باید دوباره با سیستم جدید آشنا شوم.»
“I need to refamiliarize myself with the new system.”
«مدیر به تیم کمک کرد تا دوباره با رویههای قدیمی آشنا شوند.»
“The manager helped the team refamiliarize with the old procedures.”
رسمی. وقتی زمینه بحث، دانش شخصی یا رابطه با موضوع یا فردی باشد، قابل جایگزینی با refamiliarize است. برای اشیاء عمومی کاربرد ندارد. مثلاً 'باید دوباره با نرمافزار جدید آشنا شوم' درست است، اما 'باید دوباره ماشین را آشنا کنم' درست نیست.
Formal. Interchangeable with 'refamiliarize' when the context is about personal knowledge or relationship with a topic or person. Not for general objects. Example: 'I need to reacquaint myself with the new software.' works, 'I need to reacquaint the car' doesn't.