refining

re·fin·ing/rɪˈfaɪnɪŋ/
re-againfineto make pure or improve
verb (فعل)technicalpast (گذشته): refinedpast participle (مفعولی): refined-ing (حال): refining3rd (سوم): refines

فعل — تصفیه کردن

تصفیه کردنخالص‌سازی

فرآیند تصفیه یک ماده، مانند نفت یا فلز، برای خالص کردن آن.

The process of purifying a substance, such as oil or metal.

«کارخانه پالایش نفت خام را به بنزین تبدیل می‌کند.»

The refinery is refining crude oil into gasoline.

«تصفیه شکر ناخالصی‌ها را حذف می‌کند.»

Refining sugar removes impurities.

تفاوت با واژه‌های مشابه
purifyingتصفیه کردن

معنی مشابه؛ اغلب در زمینه شیمیایی یا صنعتی قابل تعویض است.

Similar meaning; often interchangeable in chemical or industrial contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000