rehang

re·hang/riːˈhæŋ/
re-againhangto suspend
verb (فعل)commonpast (گذشته): rehungpast participle (مفعولی): rehung-ing (حال): rehanging3rd (سوم): rehangs

فعل — دوباره آویزان کردن

دوباره آویزان کردنمرتّب کردن مجدد

دوباره آویزان کردن یا مرتب کردن با آویزان کردن مجدد.

To hang something again or rearrange by hanging anew.

«او پس از رنگ‌آمیزی دیوار، تابلو را دوباره آویزان کرد.»

She rehung the picture after repainting the wall.

«پرده روی میله جدید دوباره نصب شد.»

The curtain was rehung on the new rod.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remountدوباره نصب کردن

رسمی. تأکید بر نصب مجدد دارد، معمولاً روی قاب یا پایه؛ مشابه اما خاص‌تر است.

Formal. Emphasizes reinstalling, often on a frame or support, similar but more specific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000