remount

re·mount/ˌriːˈmaʊnt/
re-again / backmountto get on or climb up
1verb (فعل)commonpast (گذشته): remountedpast participle (مفعولی): remounted-ing (حال): remounting3rd (سوم): remounts

فعل — دوباره سوار شدن

دوباره سوار شدناز نو سوار شدن

بعد از پیاده شدن، دوباره سوار اسب یا دوچرخه شدن.

To get on a horse or bicycle again after having dismounted.

«پس از استراحت، دوباره سوار اسب‌اش شد و ادامه داد.»

After resting, he remounted his horse and continued.

«پس از یک استراحت کوتاه دوباره سوار دوچرخه شد.»

She remounted the bike after a quick break.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mountسوار شدن

رایج. ‘mount’ و ‘remount’ می‌توانند همپوشانی داشته باشند؛ ‘remount’ دلالت بر تکرار عمل دارد.

Common. ‘Mount’ and ‘remount’ can overlap; ‘remount’ emphasizes doing it again after dismounting.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): remountedpast participle (مفعولی): remounted-ing (حال): remounting3rd (سوم): remounts

فعل — دوباره نصب کردن

دوباره نصب کردندوباره جایگذاری کردن

چیزی را دوباره روی پایه یا نگه‌دارنده‌اش قرار دادن یا تعمیر کردن.

To replace or fix something back onto its support or base.

«قاب عکس را دوباره روی دیوار نصب کرد.»

He remounted the picture frame on the wall.

«فناور دیسک سخت را دوباره به صورت محکم نصب کرد.»

The technician remounted the hard drive securely.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remountدوباره نصب کردن

همان کلمهٔ عنوان؛ برای اشیاء یا قطعات کاربرد دارد.

Same as headword; used for objects or parts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000