verb (فعل)commonpast (گذشته): reorganisedpast participle (مفعولی): reorganised-ing (حال): reorganising3rd (سوم): reorganises
فعل — دوباره سازماندهی کردن
دوباره سازماندهی کردنبازسازمان دادن
عمل دوباره مرتب کردن یا سازماندهی چیزی.
The action of arranging or structuring something again.
«آنها در حال بازسازمان دادن بخش برای جریان کاری بهتر هستند.»
“They are reorganising the department for better workflow.”
«بازسازمان دادن پروندهها تمام صبح طول کشید.»
“Reorganising the files took the whole morning.”