repayments

re·pay·ments/rɪˈpeɪmənts/
re-againpayto give money for something-mentaction / result
noun (اسم)commonplural (جمع): repayments

اسم — بازپرداخت

بازپرداختاقساط

عمل پس دادن پولی که قرض گرفته شده است، یا مقدار پولی که پس داده می‌شود.

The action of paying back money that has been borrowed, or the amount of money paid back.

«او برای پرداخت اقساط وام خود با مشکل مواجه بود.»

He struggled to keep up with his loan repayments.

«شرکت بازپرداخت فاکتور سررسید شده را دریافت کرد.»

The company received the repayments for the overdue invoice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
refundsوجوه برگشتی

رایج. 'Refunds' پولی است که برای خرید یا پرداخت بیش از حد بازگردانده می‌شود، در حالی که 'repayments' برای پول قرض گرفته شده است. 'او برای محصول معیوب، وجه برگشتی دریافت کرد' در مقابل 'او اقساط وام خود را به موقع پرداخت کرد.'

Common. 'Refunds' are money returned for a purchase or overpayment, while 'repayments' are for borrowed money. 'She received a refund for the faulty product' versus 'She made her loan repayments on time.'

installmentsاقساط

رایج. مترادفی است که بازپرداخت‌ها به صورت یک سری پرداخت‌های جزئی در طول زمان انجام می‌شود. 'او وام خودرو را به صورت اقساط ماهانه پرداخت کرد.' این یک نوع خاص از بازپرداخت است.

Common. A synonym when repayments are made in a series of partial payments over time. 'She paid the car loan in monthly installments.' This is a specific type of repayment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000