repatriation

re·pa·tri·a·tion/ˌriːˌpætriˈeɪʃən/
re-again / backpatriateto return to one's country-ionthe act or process of
noun (اسم)formal

اسم — برگشت به کشور

برگشت به کشوربازگشت به وطن

فرایند برگشت دادن افراد به کشور خودشان، مخصوصاً پس از اقامت در خارج یا پناهندگی.

The process of returning someone to their own country, especially after being abroad or a refugee.

«دولت بازگشت پناهندگان به کشورشان را سازماندهی کرد.»

The government organized the repatriation of refugees.

«برگشت به وطن معمولاً برای مردم جابجا شده فرایندی دشوار است.»

Repatriation is often a difficult process for displaced people.

تفاوت با واژه‌های مشابه
returnبازگشت

رایج. واژهٔ کلی برای برگشت، ‘repatriation’ رسمی‌تر و حقوقی‌تر است.

Common. General term for going back; 'repatriation' is more formal and legalistic.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000