reshoe

re·shoe/ˌriːˈʃuː/
re-againshoecovering for foot or animal hoof
verb (فعل)commonpast (گذشته): reshodpast participle (مفعولی): reshod-ing (حال): reshoeing3rd (سوم): reshoes

فعل — دوباره نعل گذاشتن

دوباره نعل گذاشتن

دوباره کفش یا نعل (معمولاً نعل اسب) پوشاندن یا جایگزین کردن.

To fit or replace shoes again, especially horseshoes on a horse.

«نعل‌بند فردا اسب را دوباره نعل خواهد زد.»

The farrier will reshoe the horse tomorrow.

«آنها به‌طور منظم اسب‌ها را دوباره نعل‌کوبی می‌کنند.»

They reshoe horses regularly for care.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000