در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل reshoe: دو باره کفش، معمولاً نعل اسب، دوباره پوشاندن.
Past tense of reshoe: fitted new shoes again, typically horseshoes on a horse.
«اسب پس از مسابقه طولانی، دوباره نعلکوبی شد.»
“The horse was reshod after the long race.”
«او امروز صبح همه اسبها را دوباره نعلکوبی کرد.»
“He reshod all the horses this morning.”