reshooting

re·shoot·ing/ˌriːˈʃuːtɪŋ/
re-againshootto film or photograph
verb (فعل)commonpast (گذشته): reshotpast participle (مفعولی): reshot-ing (حال): reshooting3rd (سوم): reshoots

فعل — دوباره فیلم‌برداری کردن

دوباره فیلم‌برداری کردندوباره عکس گرفتن

دوباره فیلم‌برداری یا عکاسی کردن، معمولاً برای اصلاح یا بهبود ضبط قبلی.

To film or photograph again, often to correct or improve previous footage.

«آنها در حال فیلم‌برداری مجدد صحنه آخر برای کیفیت بهتر هستند.»

They are reshooting the final scene for better quality.

«کارگردان به خاطر مشکلات نورپردازی دوباره فیلم‌برداری دستور داد.»

The director ordered reshooting due to lighting issues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
retakeدوباره گرفتن

رایج. اغلب برای عکاسی یا فیلم‌برداری مجدد به کار می‌رود.

Common. Often used for taking photographs or filming again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000