restores

re·stores/rɪˈstɔːrz/
re-againstoreput, keep
verb (فعل)commonpast (گذشته): restoredpast participle (مفعولی): restored-ing (حال): restoring3rd (سوم): restores

فعل — بازگرداندن

بازگرداندنمرمت کردن

به حالت قبلی، اصلی یا طبیعی بازگرداندن.

Brings back to a former, original, or normal condition.

«هنرمند نقاشی‌های قدیمی را مرمت می‌کند.»

The artist restores old paintings.

«او هر بهار باغ را بازسازی می‌کند.»

She restores the garden every spring.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recovers بازیابی می‌کند

در برخی زمینه‌ها قابل جایگزینی است اما معمولاً به معنی به دست آوردن دوباره.

Can be interchangeable in some senses but often refers to regaining something lost.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000