retaken

re·tak·en/riːˈteɪkən/
re-againtaketo seize or capture
verb (فعل)commonpast (گذشته): retookpast participle (مفعولی): retaken-ing (حال): retaking3rd (سوم): retakes

فعل — دوباره گرفتن

دوباره گرفتندوباره تصرف کردن

دوباره گرفتن، مانند امتحان یا مکانی که قبلاً از دست رفته بود.

Taken again, as a test or place that was previously lost.

«او امتحان را دوباره برای بهتر شدن نمره داد.»

She retaken the exam to improve her grade.

«شهر دوباره توسط ارتش تصرف شد.»

The town was retaken by the army.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000