retards

re·tards/rɪˈtɑrdz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): retardedpast participle (مفعولی): retarded-ing (حال): retarding3rd (سوم): retards

فعل — کند کردن

کند کردنبه تأخیر انداختنتأخیر داشتن

کند کردن یا به تعویق انداختن پیشرفت یا رشد چیزی.

To slow down or delay the progress or development of something.

«جاده‌های یخ‌زده جریان ترافیک را کند می‌کنند.»

The icy roads retard the flow of traffic.

«کمبود بودجه پیشرفت پروژه را به تأخیر می‌اندازد.»

Lack of funding retards the project's progress.

تفاوت با واژه‌های مشابه
delayتأخیر انداختن

روزمره. معمولاً در معنی کند کردن پیشرفت جایگزین retard می‌شود.

Everyday. Can often replace 'retard' in meaning of slowing progress.

hinderمانع شدن

رسمی. تأکید بر ممانعت از پیشرفت؛ در برخی موارد قابل تعویض است.

Formal. Emphasizes obstructing progress; interchangeable in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000